الشيخ حسين المظاهري
53
جهاد با نفس (فارسى)
يك مهندس آلمانى مىخواست روى انسان قيمت بگذارد كه آدم چقدر قيمت دارد ؛ حساب كرده گفته بود بيست مارك ( 80 تومان ) ، از او پرسيدند ، چرا ؟ گفته بود اين انسان چهار كيلو آهك دارد ، از نظر فيزيك و شيمى حساب كرده بود ، و همين طور پنج كيلو آهن ، دو كيلو قند و . . . گفته بود بنابراين يك انسان 80 تومان قيمت دارد ! ! وقتى كه اين جمله را مطالعه مىكردم ، جملهاى به يادم آمد ، گفتم خيلى زياد قيمت گذاشته . انسانى كه مهندس آلمانى حسابش را مىكند خيلى هم زياد قيمتگذارى كرده . مىگويند تيمور لنگ حمام رفت ، سلمانى و دلاك آمد تا كيسه بكشد ؛ پشتش را كيسه كشيد ، جلو آمد ، مىخواست با او حرف بزند گفت : من چقدر مىارزم . خوب اين دلاك است و صد تومان خيلى برايش ارزش دارد . گفت : قربان صدتومان . گفت : احمق ، اين لنگى كه به من بسته شده صدتومان ارزش دارد . گفت : بالنگ حساب كردم . اميرالمؤمنين - سلام الله عليه - در روايتى همين مطلب را مىفرمايد : « من كان همهة بطنة فقيمتة ما يخرج عن بطنه » « 1 » اگر يك انسان هميشه بعد حيوانيش را حساب كند ، هم و غمش
--> ( 1 ) . « ارزش كسى كه تنها براى شكمش كوشش مىكند مساوى آن چيزى است كه از شكم او خارج مىشود » .